خدایا! یــــــــــــــــادم بــــــــــــده یـــــــــــــــــادم بـــــاشـــه یـــــــــــــــــــادت بـــــــــاشــــــــــم *** امام حسین (علیه السلام ) : فَإنی لا أَرَی المَوتَإلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی : به درستی كه من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمكاران را جز محنت نمی دانم
بی تو مهتاب... | شعر ,

شعر کوچه از «فریدون مشیری»

 

 

 

بی تو , مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل وسنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی

از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم

نرمیدم

رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

 

 

 

 

 

 

 

بی تو , مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ شعر كوچه از « هما میرافشار »


 

 

بی تو طوفان زده دشت جنونم

صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری
غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر گذر کردی و رفتی
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تو ندیدی
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم
دگر از پای نشستم
گوئیا زلزله آمد
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه شعر و سرودی
تو همه بود و نبودی
چه گریزی ز بر من که زکویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم ، نتوانم

 

 


نوشته شده توسط آرا در سه شنبه 21 آبان 1387 و ساعت 09:32 ب.ظ
باش، هر چه هستی باش | شعر ,

 هر چه هستی، باش

با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ِ ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
غم مبهم !
ای نمی دانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما باش!

                              زنده یاد قیصر امین پور

هرچه هستی ، باش


نوشته شده توسط آرا در شنبه 13 مهر 1387 و ساعت 11:10 ق.ظ
عید پاکی | عمومی ,

بدرود ای ما هی که  آرزوها را نزدیک کردی

                    امام سجاد/ صحیفه سجادیه، دعای وداع با ماه رمضان


با قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان پیشاپیش حلول ماه شوال و عید سعید فطر رو به شما

دوستان عزیز تبریک میگم.

انشاالله که همیشه ماه رمضونی باقی بمونیم.

                         کاش که دلامون برای خدا تنگ نشه

                عید مبارک


نوشته شده توسط آرا در سه شنبه 9 مهر 1387 و ساعت 10:09 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بی تو مهتاب...+ باش، هر چه هستی باش+ عید پاکی+ شب قدر و سوگ مولا+ ماه میهمانی خدا+ عشق ازلی+ میلاد روشنی دیدگان عالمیان+ سالگرد عشق+ دوست دارم تو بگویی+ میلاد مهر+ به یاد استاد+ به بهانه آغوشت+ در سوگ یاس+ با تو+ امشب

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 ...
 

جدیدترین کد آهنگ